عصري است غريب و آسمان دلگير است
افسوس براي دل سپردن دير است
هر بار بهانه اي گرفتيم و گذشت
عيب از من و توست ، عشق بي تقصير است
امروز صبح وقتي خدا پنجره آسمون رو باز کرد ازم پرسيد چه آرزويي داري؟
گفتم:خدايا مواظب کسي که اين اس ام اس رو مي خونه باش چون خيلي برام عزيزه
ده شاخه گل برات مي فرستم نه تا طبيعي يک دونه مصنوعي و باهاش يک کارت مي فرستم روي اون مي نويسم تا وقتي که آخرين گل پژمرده بشه دوست دارم
شبيه شمع كه خيلي نجيب ميسوزد دلم براي تو گاهي عجيب ميسوزد دلم براي دل ساده ام كه خواهد خورد دوباره مثل هميشه فريب ميسوزد نشسته اي به اميد كه؟ گـُر بگير اي عشق هميشه آتش تو بي لهيب ميسوزد تو اشتباه نكردي گناه آدم بود اگر هنوز بشر پاي سيب ميسوزد من آشناي تو بودم ولي ندانستم غريبه ها دلشان هم غريب ميسوزد براي من فقط اين دل ز عشق جا مانده است كه با نگاه شما عن قريب ميسوزد
خدايا گر تو درد عاشقي مي کشيدي؛تو هم زهر جدايي را به تلخي مي چشيدي؛تو هم چون من به مرگ آرزوها مي رسيدي؛پشيمون مي شدي از اين که عشق رو آفريدي
ديروز که فرياد زدي دوست دارم گفتم نمي شنوم .امروز که به آرامي گفتي ديگه دوست ندارم گفتم هيس چرا داد مي زني!!!
اگر كسي ديوونت بود تو عاشقش باش…اگر عاشقت باشه تو دوستش داشته باش…اگر دوستت داشته باشه بهش علاقه نشون بده…اگر بهت علاقه نشون داد فقط لبخند بزن…اينطوري وقتي هميشه يك پله ازش عقب باشي اگر يه وقت خسته شد و يك پله جا موند تازه ميشين مثل هم
در آغوشم بودي! قطره اشکي بر گونه ات لغزيد خواستم با انگشتانم آن قطره اشک را پاک کنم اما...! اما، آن قطره اشک براي انگشتانم آشنا بود ... آشنا بود...؟ يادم آمد....! آن هنگام که خداوند تو را مي آفريد خاک تو را با اشکهاي من سرشت، راستي به گونه هاي خيس من نگاه کن، اشکهاي من براي انگشتان تو آشنا نيست! زندگي مسابقه نيست زندگي يک سفر است و در آن مسافري باش که در هر گامش ترنم خوش لحظه هاست
بي تو نه کاره جهان لنگ مي شه ؛ نه بين زمين و آسمون جنگ مي شه ؛اما دل من براي تو تنگ مي شه
کاش در صفحه ي شطرنج دلت شاه عشق بودم و با کيش رخت مات مي شدم زندگي بازي شطرنجي نيست که در آن با کيش کسي مات شوي زندگي تک تک اين ثانيه هاست که در آن نقش تو پيداست
توي سرماي زمستون اونکه مي مرد بي تو کي بود ؟ اونکه مي نشست توي کوچه غصه مي خورد بي تو کي بود؟ اوني که به ياد چشمات شعر عاشقونه مي گفت گريه مي کرد و با هق هق واسه تو ترونه مي گفت بگو کي بود که مي لرزي
تو را مي خواستم تا در جواني
نميرم از غم بي هم زباني
غم بي هم زباني سوخت جانم
چه مي خواهم دگر زين زندگاني؟
اگه روزي فهميدي 1000 نفر دوستت دارن بدون اوليش منم اگه يه روز فهميدي 100 نفر دوستت دارن بدون اوليش منم اگه يه روز ديدي 10 نفر دوستت دارن بازم اوليش منم اگه ديدي 1 نفر دوستت داره بدون اون منم اگه يه روز ديدي کسي دوست نداره بدون من مردم
روزي لپ يار کردم بوس؛گفت هم بي ادبي هم لوس؛گفتم گناهم چيست که کردم بوسي؛گفت لب رو ول کردي لپ رو مي بوسي
وقتي با تو آشنا شدم؛درخت مهربانيت آنقدر بلند بود که هرچه بالا رفتم آخرش را نديدم. معجون زيبايت آنقدر شيرين بود که هر چه نوشيدم نتوانستم تمامش کنم. و درياي عشقت آنقدر وسيع بود که هرچه شنا کردم نتوانستم آخرش را ببينم و سرانجام در آن غرق شدم.
به من گفت : يادته گفتم تو تك ستاره آسمونه قلبه مني ؟ شرمنده ، اون شب هوا ابري بود ، چيزي معلوم نبود ، ولي امشب هوا صافه و پر از ستاره ...
هيچ چيز سختر از انتظار نيست ، آن هم انتظار براي لحظه اي که يک آشنا صدايت کند و به تو بفهماند که دوستت دارد ، اما هر چقدر هم که انتظار سخت باشد به آن لحظه ي زيبا مي ارزد ، پس انتظار مي کشم تا آن لحظه ي زيبا نصيبم شود ...
کاش مي شد سرزمين عشق را در ميان گام ها تقسيم کرد ، کاش مي شد با نگاه شاپرک عشق را بر آسمان تفهيم کرد ، کاش مي شد با دو چشم عاطفه قلب سرد آسمان را ناز کرد ، کاش مي شد با پري از برگ ياس تا طلوع سرخ گل پرواز کرد ...
گلم : ميبيني هنوز همانم ، همان قدر عاشق ، همان قدر بي دل ، هر روز که ميگذرد نگاهت عاشقترم ميکند و لبخندت شيفته ترم ، خدا ميداند که چقدر به خاطر نبودنت گريه ميکنم ...
--------------------------------------------------------------------------------
من به دو چيز عشق مي ورزم يكي تو و ديگري وجودت و به دو چيز اعتقاد دارم يكي خدا و ديگري تو . من در اين دنيا دو چيز ميخواهم يكي تو و ديگري خوشبختي تو .من اين دنيا را براي دو چي ميخواهم يكي تو و ديگري با تو.
--------------------------------------------------------------------------------
دوستت دارم قد يه بشكه بنزين، خاطرخواتم قد يه پمپ بنزين، روز تولد تو بهترينم، هديه بهت ميدم يه كارت بنزين .
--------------------------------------------------------------------------------
اگه ديدي تو آسمون هيچ ستاره اي نيست ناراحت نشو خودم حاضرم تا صبح برات چشمک بزنم تا بشم تک ستاره ي دلت
--------------------------------------------------------------------------------
فرياد من سكوت كردن است... ابراز عشق من قهر كردن است... شادي من گريه كردن است .
--------------------------------------------------------------------------------
اگه من و تو دوتا برگ باشيم، هنگام خزان من زودتر از تو ميشکنم تا زماني که ميافتي در آغوشم بگيرمت
--------------------------------------------------------------------------------
خنده بر لب مي زنم تا كس نداند حال من ورنه اين دنيا كه ما ديديم خنديدن نداشت.
--------------------------------------------------------------------------------
از خدا پرسيدم چي دوست داري؟ گفت : سخاوت . ديوانه گفت: حماقت . غم گفت: ملامت . کوه گفت: صلابت . معشوق گفت : نگاهت . فداي تو که گفتي : رفاقت.
--------------------------------------------------------------------------------
من نشاني از تو ندارم اما نشاني ام را براي تو مي نويسم: درعصرهاي انتظار،به حوالي بي کسي قدم بگذار! خيابان غربت را پيدا کن و وارد کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو! کلبه ي غريبي ام را پيدا کن، کناربيد مجنون خزان زده و کنارمرداب آرزوهاي رنگي ام! درکلبه را باز کن و به سراغ بغض خيس پنجره برو! حرير غمش را کنار بزن! مرا مي يابي
--------------------------------------------------------------------------------
راز تو اسير توست، فقط تا لحظه اي که آن را بر زبان نياوري و فاش نسازي. اما به محض اين که رازت را فاش کني، از آن پس تو اسير آن مي شوي
--------------------------------------------------------------------------------
نمي خوام بگم قدر 1 دنيا دوست دارم چون دنيا 1روز تموم مي شه نمي خوام بگم سياهي چشات مثل شب پر ستاره است چون شب هم بالاخره تموم مي شه نمي خوام بگم دوست دارم چون دوست ندارم بلكه عاشقتم
--------------------------------------------------------------------------------
اي کاش مي دانستي دل تخته سياه نيست وقتي که مي آيي اسمت را روي اون بنويسي و هر وقت دلت خواست بري اسمت رو از روش پاک کني...
--------------------------------------------------------------------------------
عشق مثل يک تير است که درست مي خوره وسط قلب آدم نه ميتوني درش بياري نه ميتوني بزاري بمونه اگه درش بياري مي ميري اگه بزاري بمونه بازم مي ميري ، پس آخرش جون تو مي گيره
--------------------------------------------------------------------------------
عشق ويزاي ورود به دل است
عشق شاديست ، عشق آزاديست ، عشق آغاز آدميزاديست
--------------------------------------------------------------------------------
من که شب بودم و شب هستم و شب خواهم ماند به اميدي که تو فانوس شب من باشي
--------------------------------------------------------------------------------
نور دليل تاريکي بود و سکوت دليل خلوت ، تنها عشق بي دليل بود که تو دليل آن شدي
--------------------------------------------------------------------------------
فکر مي کرديم عاشقي هم بچگيست........اما حيف اين تازه اول يک زندگيست
--------------------------------------------------------------------------------
زندگي سر گذشت در گذشت آرزوهاست
--------------------------------------------------------------------------------
محبت تنها هديه اي است که احتياج به بسته بندي ندارد
--------------------------------------------------------------------------------
براي خوشبخت زيستن بايد موقعيت هاي مناسب ايجاد كنيم نه اينكه در انتظار آن باشيم.
دوستي شايد عشقست که ميسازدو ميسوزد و شايد ترانه ايست که هر دم آوايش در دل جاريست ليکن هر جه هست زيباست
هيچ وقت با خودت فکر کرده اي که انتهاي اين عشق ها چيست خرد شدن معشوقه هاي بي پروا و کم سو شدن اميدهاي پوشالي و چيزي که آغاز شد بايد پايانش را هم باور داشت.
من بي تو يک بوسه ي فراموش شده ام؛ يک شعر پر از غلط؛ يک پرنده ي بي آسمان؛ يک نسيم سرگردان؛ يک روياي نا تمام
صداي يک بوسه به بلنداي صداي گلوله ي توپ نيست اما انعکاس آن مدت زيادي باقي خواهد ماند؛پس عزيزم مي بوسمت تا صداي عشق من تا مدت ها در قلبت انعکاس داشته باشد
عشق را بشناس تا شادي را بشناسي . بدون عشق ، شادي وجود ندارد، نمي توانم به تو نشان بدهم که دوستت دارم . زمان اين را نشان خواهد داد
آتشي که عشق روشن مي کند بسيار بيشتر از سردي و خاموشي اي است که تنفر به بار مي آورد
و من هرگز نمي توانم کسي را که به او لبخند نزده ام از ته دل دوست داشته باشم
همانطور که به زيبايي تو خيره شده ام ، با خود مي انديشم ، هرگز فرشته اي را ديده ام که در ارتفاعي چنين پايين پرواز کند
لذت عشق زماني است که آن را نثار مي کني بيشتر از زماني است که دريافتش مي کني پس بذار من عشقم را نثارت کنم
هر کدام از ما چون فرشته اي با يک بال است . و تنها زماني قادر به پرواز خواهيم بود که در آغوش هم باشيم
قسمتي از وجود تو در من رشد کرده و ، تو خواهي ديد ، تو و من براي هميشه ، هرگز از هم جدا نخواهيم شد
در تو خود را گم مي کنم ، بي تو خود را باز مي يابم و دوباره به دنبال گم شدن
زندگي را بي عشق سپري کن غم بزرگي است . اما اين تقريبا برابر است با غمي که زندگي را ترک کني بدون اينکه به کسي که عاشقش هستي بگويي که دوستش داريد
کليد قلب ، زندگي و روح من ... همه در دستان اوست . او مالک آن است فقط بايد کليد را بچرخاند و بگذارد تا با تمامي شور و عشقم او را در بر گيرم
در صفحه ي شطرنج زندگيم تمام مهره هايم مات مهربانيت شد و من با اسب سفيد قلبم به سوي تو تاختم تا بگويم:شاه دلم دوستت دارم
با چشمان تو مرا به الماس ستارگان آسمان نيازي نيست اين را به آسمان بگو
دراين دنيا نكردم من گناهي/ فقط كردم به چشمانت نگاهي/ اگر باشه نگاه من گناهي/ مجازاتم بكن غير از جدايي
عشق يعني :چون خورشيد،تابيدن بر شب هاي دوست و چون برف ،ذوب شدن بر غم هاي دوست
يادت مياد روزي كه اون گل رو بهم دادي گفتي كه ؛گلها بي معرفتن ،زود خشك ميشن ،زود از پيش ادم ميرن ولي اشتباه كردي چون گلي كه بهم دادي انجاست رو به روم روي ديوار ،يه كمي خشك شده ولي تركم نكرده باهام مونده.....ولي تو.....گل هست اما تو نيستي ،تو رفتي ،تو بي وفاتر بودي
هركسي تو را دوست داره 4 تا مريضي ميگيره :
1- فراموشي
2 ...
3 ...
4 ...
3 تاي ديگه را فرموش كردم
وقتي ازت دورم فكر نكني فراموشت مي كنم
نه !!! فقط بهت فرصت ميدم دلت واسم تنگ بشه
اگه شكلات بودي شيرين ترين بودي. اگه عروسك بودي بقلي ترين بودي. اگه ستاره بودي روشن ترين بودي. و تا زماني كه دوست مني عزيزتريني
قلبم آسمان مي شود ،
به شوق تابيدن ستاره ي وجودت
كاش از ميان تمام ستارگان «سهيل » نشوي
شوق ديدار تو را قاصد بيراه چه داند ؟
آنقدر شوق تو دارم كه خدا مي داند
حسرتي گر به دلم هست همان دوري توست، من پرستوي خزان ديده وخاموش توام
شبي از شبها تو به من گفتي كه شب باش: من كه شب بودم و شب هستم و شب خواهم بود به اميدي كه تو فانوس شب من باشي
مهر يه چيزيه مهربوني يه چيز ديگه، عشق يه چيزيه عاشق شدن يه چيز ديگه، قلب و دل يه چيزيه اما توي قلب تو جا شدن يه چيز ديگه
آسمونتم مي تواني هميشه بارونو تو چشمام ببيني. زمين مال زمين خوارها ،فضا مال فضا پيماها ، فقط تو مال من
همه زندگي فقط 3روزه : اومدن - بودن - رفتن . من خودم نخواستم بيام ولي خودم مي خوام که باشم اونم فقط به خاطره تو وقتي هم که ديگه نباشي منم ميرم
زندگي زيباست زشتيهاي آن تقصير ماست، در مسيرش هرچه نازيباست آن تدبير ماست! زندگي آب رواني است روان ميگذرد... آنچه تقدير من و توست همان ميگذرد
مبادا گفته باشي دوستت مي دارم دلت را مي بويم مبادا شعله اي در آن نهان باشد
گفتي که دنيا را پر از غم دوست داري پس مطمئن هستم مرا هم دوست داري گفتي نميخواهي ببارم عشق اما شعر غريبي را که گفتم دوست داري
باز در كلبه ي عشق عكس تو مرا ابري كرد.عكس تو خنده به لب داشت ولي اشك چشم مرا جاري كرد
دبير فارسي بودم نامت را اولين غزل از صفحه کتابها مي نهادم اگر دبير جبر بودم عشق مجهول تو را بر قلب معلوم خودم بخش ميکردم تا معادله محبت پديد آيد اگر دبير هندسه بودم ثابت مي کردم که شعاع نگاهت چگونه از مرکز قلبم گذشت
بالا تر از آسمان جايي نيست زيبا تر از گل چيزي نيست عزيزتر از تو کسي نيست .
دير گاهيست كه تنها بودم قصه غربت صحرا بودم وسعت درد فقط سهم من است بازهم قسمت غم ها بودم دگر آيينه ز من بي خبر است كه اسير شب يلدا بودم من كه بي تاب شقايق بودم همدم سردي يخ ها بودم كاش چشمان مراکوركنيد تا نبينم كه چه تنها بودم تا که بينم به همه جور جفا که چقدر بي دل و رسوا بودم
خودم عهد بستم بار ديگركه تورا ديدم،بگويم از تودلگيرم. ولي باز تو را ديدم و گفتم : بي توميميرم
چيه دلم؟گرفتي!واسه چي داري گريه مي کني؟چيه دلم؟شکستي!واسه کي داري گريه مي کني؟چيه دلم؟غريبي!چي ديدي داري گريه مي کني؟مي گي گذاشته رفته اوني که مثله نفس بود!مي گي دلت رو شکسته اوني که همه کست بود!مي گي رفت و نموندش پاي همه حرف هايي که زده بود
عاشقان تو همه نام و نشاني دارند آنکه در کوي تو بي نام ونشان است منم
هنوز ريشه زاييده در بهار مني به باغ عشق گل سرخ اعتبار مني شب و غروب و کف و باد و موج مي ميرند تو اي کرانه آرام ماندگار مني
چشم من نگاه کن فقط به من نگاه کن از دل ديونه نترس به پاي من گناه کن زمونه اي که عشقتو به سکه اي نمي خرن بايد دلارو بشکني تا به تو آفرين بگن
عشق يعني:
چون خورشيد، تابيدن بر شب هاي دوست...؛
و چون برف، ذوب شدن بر غم هاي دوست
كاش مي دانستم چيست
آنچه از چشم تو
تا عمق وجودم جاريست
آدم عزيزانشو فراموش نميکنه بلکه به نديدنشون عادت ميکنه.....تقديم به کسي که عادت به نديدنش مثل فراموش کردنش غيرممکنه
دوستت دارم چون تنها ترين فکر تنهايي مني.دوستت دارم چون زيباترين لحظات زندگي مني.دوستت دارم چون زيباترين روياي خواب مني.دوستت دارم چون زيباترين خاطرات مني.دوستت دارم چون به يک نگاه،عشق مني
عشق در حيطه فهميدن ما نيست بيا بر گرديم آسمان پاسخ پرسيدن ما نيست بيا بر گرديم گريه هامان چه قدر تلخ ببين رنگ ترحم دارد تا
زمين دشمن خنديدن ما نيست بيا بر گرديم
چه ميهمانان بي دردسري هستند عاشقان نه به دستي ظرفي را چرک ميکنند نه به حرفي دلي را آلوده تنها به شمعي قانعند و اندکي سکوت .
به من اگه اس ام اس نزني
منو اگه صدا نکني
اگه منو نگاه نکني
ميشم گريه مثله بارون
از دريچه ناودن
ميام تو باغچه خونت
ميشم غنچه
ميام بيرون
غربت ديرينه ام را با تو قسمت ميكنم تا ابد با درد و رنج خويش خلوت مي كنم
رفتي و با رفتنت كاخ دلم ويرانه شد من در اين ويرانه ها احساس غربت ميکنم
عشق واقعي تنهايي را به يگانگي مبدل مي سازد . اگر ديگري را دوست ميداري ، اگر مي خواهي ياريش كني ، كمك كن تا يگانه شود . نه نبايد او را اشباع كني .تلاش نكن با حضور خود بگونه اي او را كامل كني . ديگري را كمك كن تا يگانه شود . چنان سيراب از وجود خود كه نيازي به حضورتو نباشد
وقتي اشكهايم بر روي زمين ريخت تو هرگز نديدي كه چگونه مي گريم . تو دلم را با بي كسي تنها گذاشتي و چشمانم را به انتظار نگاهت گريان گذاشتي
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|