تبليغاتX
کلیپ اس ام اس sms فیلتر شکن و ebook
 
 
حامد کرزاي در مراسم استقبال از احمدي نژاد:

ها، چارشنبه، تو بسيار نيرنگ باز هستي!

 چگونه خود را بر جاي يک ايراني جا زده اي؟!؟   


--------------------------------------------------------------------------------
از لره مي‌پرسن: وقتي امام زمان بياد چي ميشه؟

 بنده خدا ميگه: همه چيز خوب ميشه، همه نمازخون ميشن،

همه مهربون ميشن،

 همه پولدار ميشن،

ميشه مثل زمان شاه 


--------------------------------------------------------------------------------
تركه رو داشتن ميبردن اتاق عمل، ازش ميپرسن: همراه داري؟ ميگه: آره، خاموشش كردم!!! 
--------------------------------------------------------------------------------
ترکه زنگ ميزنه پيتزا سفارش ميده، مسئول سفارش ميگه: به نام؟ ترکه ميگه: خدا 
--------------------------------------------------------------------------------
تركه سوار آسانسور ميشه، ميبينه نوشته‌: ظرفيت 12 نفر. باخودش ميگه: عجب بدبختيه‌ها! حالا 11 نفر ديگه از كجا بيارم؟ 
--------------------------------------------------------------------------------
يه روز تركه ميره ماهي بگيره تور رو مي اندازه تو دريا هرچي مي كشه درنميايد ميره زيره آب مي بينه ماهي ها تور را بستن دارن واليبال بازي مي كنند 


--------------------------------------------------------------------------------
تا حالا قورباغه پرس شده ديدي؟

.

.

.

اگه نديدي يه نگاه به كارت مليت بنداز 

 

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 17:1  توسط arash  | 

 تصور کنيد که پسري به اسم نيما با دختري)

به اسم سارا آشنا ميشه.  ازش دعوت ميکنه که

با هم برن کنسرت مثلاً ... (حالا ).سارا هم

قبول ميکنه. با هم ميرن کنسرت و بعد از

کنسرت هم ميرن با هم کيک و بستني ميخورن

و کلي حرف ميزنن و به هر دوشون خوش

ميگذره. چند شب بعد نيما دوباره سارا رو براي

شام بيرون دعوت ميکنه و با هم ميرن يه

رستوران خوب مثلاً سورنتو... اونها به اين قرارها

و رفت و آمدها ادامه ميدن تا اينکه کم کم

احساس ميکنن به هم علاقه دارن و يکي دوتا

بوس بينشون رد و بدل ميشه... (و به تدريج به

کيفيت و کميت اين بوسه ها اضافه ميشه  )

 

شب که هر دوشون سوار پرايد سفيد رنگ نيما

(البته مال پدره نيما), از جشن  تولد يکي از

دوستاي سارا برميگشتن و اتفاقاً داشت بارون هم

مي اومد, يه موضوعي به نظر سارا ميرسه و

فوراً اونو به زبون مياره : "نيما, هيچ دقت

کردي که الان درست شيش ماهه که منو تو با

هم آشنا شديم؟!".  سکوت سنگيني ماشين رو فرا

ميگيره. به نظر سارا اين سکوت وحشتناک مياد؛

با خودش فکر ميکنه "واي خدا, فکر کنم خراب

کردم! از دستم ناراحت شد. حتماً الان داره

فکر ميکنه که من ميخوام مجبورش کنم که

بياد خواستگاريم.  خوب, اگه اينو بخوام که چيز

بدي نخواستم! شيش ماهه با هم دوستيم. خوب من

يه دخترم, تا آخر دنيا که نميتونم اينجوري

ادامه بدم. از آينده ميترسم... دلم ميخواد نيما

ماله من باشه. دوسش دارم! اونم منو دوست

داره... يعني اميدوارم دوست داشته باشه..."

 

حالا ببينيم نيما داره به چي فکر ميکنه :

"الان چه ماهي هستيم؟!... آذر؟! آره درسته.

دقيقاً شيش ماهه اين ماشين رو گرفتيم. اين

احمقا تو کارخونه معلوم نيست دارن چکار

ميکنن!؟ ماشين شيش ماهه بيشتر کار نکرده,

همه جاش داره اوراق ميشه. از روز اولش n تا

ايراد داشت. ماشين نو رو برديم 300 تومن خرجش

کرديم تا راه افتاد. بعدش ميگن داريم به

خودکفايي ميرسيم. اون از گيربکسش که صدا

ميداد, اون از شيشه بالابرش که خراب بود, الان

هم که عقربه سرعت سنجش داره بازي در مياره..."

نيما واسه تست کردن سرعت سنج يکي دو بار

ناگهان شتاب ميگيره و ترمز ميزنه؛ طوري که

سارا مجبور ميشه دستشو به داشبرد بگيره؛ اما

جرات نميکنه حرفي بزنه.

 

سارا در حال فکر کردن : "عصباني شد!!!   عجب

غلطي کردم اين حرفو زدم... الان داره فکر

ميکنه يه جوري منو از سرش باز کنه. نه!

اگه نيما نباشه من ميميرم! نميتونم دوريشو تحمل

کنم... بايد ازش معذرت بخوام تا دير نشده...

آخه دختره خل
! اگه دوستت نداشت که شيش ماه

بخاطرت واي نميساد. خوب الان هنوز وضعيتش مشخص

نيست, نميتونه بياد خواستگاريت, تو هم چه

انتظاراتي از اين بيچاره داري؟! پسر به اين

ماهي رو ديگه از کجا ميخواي گير بياري؟

اصلاً با بقيه قابل مقايسه نيست, هم تو اخلاق

هم تو تيپ... نديدي تو مهموني چشم بقيه دخترا

داشت درميومد!؟ اون لادن با اون همه چسان

فسان اومده بهت ميگه "اين تام کروز رو از

کجا پيدا کردي؟". بعد تو مياي به همين راحتي

خرابش ميکني؟ خاک بر سرت..."

 

نيما : "نه خير, سرعت سنج مرخصه! فردا صبح بايد

ببرم ماشين رو تعميرگاه... بابا اگه ببينه ميگه

تو يه کاريش کردي. به من چه, 100 دفه گفتم

خسيس بازي رو بزارين کنار, يه پژو ثبت نام

کنيم, هم دردسرش کمتره, هم جلو سر و همسر

يه کلاسي بزاريم. امشب موقع خداحافظي دم در

فقط من و يه نفر ديگه پرايد داشتيم. همه

پژو و دوو و پاترول... خوب ضايس ديگه!

اصلاً اين بابا تو همه چي خسيس بازي در

مياره... بهش گفتم که گوشي سامسونگ ديگه از

مد افتاده, بيا يا زيمنس بخر يا موتورولا... از

لج من رفته يه گوشي خريده عين کتلت! بعدش

ميگه ميخواي بخواه نميخواي نخواه... اين گوشيها

بغل ساختمون مخابرات هم آنتن نميده!"

 

سارا در حالت نگراني شديد : "اي واي! اين چرا

اينجوري شد!؟ تا حالا رنگش انقدر قرمز نشده

بود... چکار کنم!؟ الان ازش معذرت بخوام؟!

نکنه يه چيزي بگم, يهو جوش بياره...نيما,

بخدا من تورو همينجوري دوست دارم, اصلاً لازم

نيست بياي خواستگاريم... همينکه کنارتم احساس

خوشبختي ميکنم... هر چي بگي گوش ميکنم, فقط

توروخدا آروم باش!... حالا فهميدم جريان چيه!

حتماً تو مهموني ديده که من دارم با منصور

حرف ميزنم... خوب بابا, درسته قبلاً من و منصور

دوست بوديم, اما الان هيچي بينمون نيست. اون

جريان تموم شد و رفت. اصلاً منصور در مقابل

تو آدم نيست, با اون دماغ گنده  و موهاي سيخ

سيخيش... الان تو فکر ميکني من منتظرم يه

نفرم که سوار يه اسب سفيد بياد خواستگاريم,

اما باور کن من فقط ميخوام با تو باشم ..."

در اينجا سارا کاملاً بغض ميکند!!!

 

به جلوي در خونه سارا ميرسن و سارا که

ديگه نميتونه جلوي اشکاشو بگيره به سرعت ميگه

: "نيما ازت معذرت ميخوام, بخدا دوستت دارم, منتظر

هيچ کس هم سوار اسب سفيد نيستم!" و گريه

کنان در رو ميبنده و به سرعت به طرف در

خونشون ميدوه و در رو باز ميکنه و ميره تو!

نيما يه کمي تعجب کرده, ميخواد پياده شه و

بره دنبالش اما چون داره بارون مياد بيخيال

ميشه و با خودش فکر ميکنه "فردا که از

تعميرگاه برگشتم بهش زنگ ميزنم"  و گاز ميده

و ميره...

 

فرداي اون روز سارا به يکي دو تا از صميمي

ترين دوستاش زنگ ميزنه و کل ماجراي شب قبل

رو مو به مو و با تمام جزئيات براشون تعريف

ميکنه, اونا به مدت 4 ساعت و نيم پاي تلفن

به تحليل و بررسي روانشناسانه ماجرا ميپردازن و

مساله رو از تمام زواياي مختلف تحليل و بررسي

ميکنن, Email ميزنن و ازش راهنمايي ميخوان و

ساراي بيچاره حدود يه هفته سر اغŒن اين قضيه

حرص ميخوره و گريه زاري ميکنه ...

 

و اما, فرداي اون روز نيما تو تعميرگاه, خيلي

تصادفي با منصور که قبلاً گفتيم با سارا دوست

بوده روبرو ميشه. اين دوتا که تو مهموني کلي

با هم رفيق شده بودن, شروع به گپ زدن و

از اينور انور گفتن ميکنن و صحبت کم کم

به دخترها و بعد به سارا ميکشه و بعدش

ناگهان نيما ميپرسه : "منصور, تو که سارا رو

خيلي وقته ميشناسي, بگو ببينم سارا قبلاً اسب

داشته؟

 

منبع : وبلاگ وروجک

  نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 19:49  توسط arash  | 
آهنگ جديد نفرين از محسن چاوشي : الهي تو بميري من نميرم....سر قبرت بيام پارتي بگيرم...الهي سرخك و اوريون بگيري....تب مالت و بلاي جون بگيري....الهي از سرت تا پات فلج شه .... كمرت بشكنه دستت قلم شه ....الهي حصبه و ام اس بگيري....سر راه بيمارستان بميري.....الهي كور بشي چشمات نبينه....بميري گم بشي حقت همينه 


--------------------------------------------------------------------------------
هموطنان گرامي، بيايد هزينه ها را کاهش دهيم، بدون استفاده از گوشي با عزيزانتان صحبت کنيد! با سيم کارت اعتباري الياس! با الياس هيچ کس تنها نيست! " الياس اول"
--------------------------------------------------------------------------------


درب بازکن تمام اتوماتيک بدون ريموت بدون نياز به جک وبرق نمايندگي درب بازکن الياس 


--------------------------------------------------------------------------------


شرکت مخابرات ايران، در پي يک اقدام غافلگيرانه، از نويسنده ي مجموعه ي اغما شکايت کرد!!! متن شکايت به اين شرح مي باشد: هزينه ي مکالمات تلفني "الياس" از کدام شماره بايد پرداخت شود؟؟؟ ناگفته نماند که اين شرکت ادعا کرد چون بيشتر مکالمات "الياس" با "دکتر پژوهان" بوده است، تا اطلاع ثانوي هزينه ي مکالمات در فيش جداگانه اي به شماره تلفن دکتر اضافه خواهد شد

  نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 15:27  توسط arash  | 
آسمان تازه، زمين نو شد و باران آمد. عيد را در نفسه عشق تجسم كرديم. كاش نوروز كه شد تازه نبينيم كه دل را در اين خانه تكانيه خدا گم كرده ايم(دلتان

بهاري)

 

مي‌دونم اگه بگم سال نو مبارک حالت از شنيدن اين

جمله کليشه اي بهم مي خوره. پس سال نو مبارک!...


 

چشماتو دايورت کردي رو قلبم خيالي نيست ... حداقل از

رو ويبره درش بيار تا اينقدر دلمو نلرزونه

 

اگر آسمون بيفته. اگر زمين بلرزه. اگر خورشيد سياه شه. اگر ماه به دو نيم شه. اگر دريا صحرا شه.
.
.
.
.

بدبخت داره قيامت ميشه. نشستي اس ام اس مي خوني!!؟


 

دختر ايروني،غول بيابوني، خودت ميدوني شكل ميموني

 

الهي فدات بشم من فقط تو را دوست دارم مواظب خو دت با ش تا كثيف نشي قر بون رنگ سياه بدنت برم پيشي جون

 

زمين مال زمين خوارها ،فضا مال فضا پيماها ، فقط تو مال من

 

تنها ييم با تو ، خو شبختيم با تو ، مهربونيم با تو ، سختيم با تو ، دريا با تو، صحرا با تو، با چيپس جديد با تو

 

 سايه ام عاشق سايه ات شده مي خواستم ببينم ميشه همسايه شيم ؟...

 

قابل توجه به هموطنان عزيز، بعلت استفاده از خطوط تلفن ايرانسل احتمال شيوع بيما ري سل دركشور وجود دارد مواظب خودتان باشيد

 

قصري ساخته بودم برايت از جادويي ترين شاخه هاي گل سرخ اما تو به لطافت يك تراكتور از روي ان گذشتي

  

 نوشته شده توسط محمد در جمعه سوم فروردين 1386 | موضوع:  208 نظر اس ام اس و ... اميدوارم موتور ارزوهاي تان در خيابان عشق تك چرخ بزند عيدتان مبارك

 

 

لحظه اي که سال تحويل ميشه ... تنها لحظه اي كه بي منت به من لبخند ميزني ... کاش هر ثانيه براي من سال

تحويل باشه تا لبخند هميشه مهمون لباي سرخت بمونه...

پيشاپيش سال نو مبارک گلم

 

 

 

ماشين زندگيت رو جلوي خونه هر عشقي پارك نكن، ممكنه چرخ هاي قلبت پنچر كنن

 

تنها زماني به يادت هستم و به يادت گريه مي كنم كه دارم پياز پوست مي كن

 

اي قشنگ من، داريم به ساعت 9 شب نزديك مي شويم يه وقت بيرون نريا، مي ترسم ماموران شهرداري  تو را با گربه اشتباه بگيرن

 

چهارشنبه سوري نزديكه، از رو اتيش نپريا، چون علم ثابت كرده جيگر رو اتيش مي سوزه

 

هر شهري يه شاهي داره، هر شاهي يه تاجي داره، پس ما شاهيم شما تاج سرما

 

اي كاش گل بودي تا به تلافي تمام اون كم محلي هان پرپرت مي كردم

 

سوختم، باران بزن شايد تو خاموشم كني، شايد امشب سوزش اين زخم ها را كم كني، اه باران من سراپاي  وجودم اتش است پس بزن باران بزن شايد تو خاموشم كني

 

جاده خوشبختي در دست تعميره دور بزن برگرد اين اسمش تقديره

 

اسونتم مي تواني هميشه بارونو تو چشمام ببيني

 

گفتگوي من ودل حديث برق چشماته، انتظار من و دل شنيدن صداي پاته، تقديم به پيشي خود

 

 

 سه نفر جايز الكتك اند: 1› دختر فراري 2› معتاد سيگاري 3› فرستندهsms هاي تكراري

 

زندگيم مثل يه كاغذ سفيد پاك و دست نخورده بود، توي خط گنگ سرنوشت من كسي دست نبرده بود، امدي زندگي سادمو تزئين كردي، تو به من عشقو نشون دادي و ترسيم كردي

 

بقيه در ادامه مطلب

 


Sms  رو براي كسي مي فرستم كه ازت دور باشه من براي تو چي بفرستم وقتي تو قلب مني

 

دلم مي خواهد نفسهاي تو را دانه دانه بشمارم و اخرين سروده هايم را برايت بخوانم ولي اين را بدان اين ديگر اخرين سروده هايم هست شايد ديگر نتوانم باهات پرواز كنم پس قدر اين پرواز را بدان

 

هنگامي كه از تو دور مي افتم به تمام ابرهايي كه بالاي سرت راه مي روند حسوديم مي شود انگاه ارزو مي كنم اي كاش ابر كبودي كه تو به خاطر باران دوستش داشتي

 

ناراحت نيستم هميشه به گاو عاشق، تهمت جنون گاوي مي زنن خيالي نيست

 

از طرف اوني كه تنهاست، تنها اومده، تنها ميره، تنهاش ميزارن، تنها نمي زاره، تنها يك ارزو داره، اونم اينه كه تنهاش نذاري

 

عشق چيزيست كه از تو اموختم نه از بيگانگي خويش

 

ديگر نگو چگونه دل از دست داده ام تقصير عشق توست چنين بي اراده ام

 

 

وقتي كسي نيست كه به اون فكر كني به اسمان بيانديش چون در اسمان كسي هست كه به تو فكر مي كند

 

 

مهر يه چيزيه مهربوني يه چيز ديگه، عشق يه چيزيه عاشق شدن يه چيز ديگه، قلب و دل يه چيزيه اما توي قلب تو جا شدن يه چيز ديگه

 

 

اگر عشق هزاران چهره داشته باشد براي من تمامي انها تويي، چرا كه من تو را هزاران گونه دوست دارم

  نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 13:51  توسط arash  | 
ه روز تو رو تو كوچه ديدم و عاشقت شدم....فرداش تو خيابون ديدمت و ديوونت شدم...... امروز تو اتوبان ديدمت خدا آخر و عاقبتم و به خير كنه! عجب 206ي هستي


خدا وکيلي تو يه آدمي گل ماه بيست عزيز جيگر ناز با کلاس با شخصيت آخر آدميت مثل من ديده بودي؟؟؟؟؟


از مزرعه اي مي گذشتم ، پير مردي رو غمگين ديدم با چند هكتار زمين باير و يك گاو آهن خالي . از او پرسيدم چرا ناراحتي پدر جان، چرا شخم نمي زني تا دانه بكاري . گفت : آخه گاوم داره sms مي خونه!!!!!

 

ضد حال يعني: 1- سر سفره عقد عروس خانوم بگه نه 2- روز آخر خدمت سربازي اضافه خدمت بخوري 3- يك قدمي خط پايان مسابقه دو به زمين بيفتي و آخر بشي 4- درس رو بلد نباشي و پنج دقيقه مونده به زنگ تفريح استاد اسمتو صدا كنه

 

پسري بودم که اسم نداشت با دختري آشنا شدم که وجود نداشت به شهري رفتيم که آدم نداشت به رستوراني رفتيم که غذا نداشت با قاشق چنگا لي غذا خورديم که دسته نداشت اون غذا اصلا مزه نداشت ولي سر کار گذاشتن شما خيلي مزه داشت

 

خرس‌ها با يه ظرف عسل خر ميشن، اسب با چند حبه قند، سگ با يه مقدار استخوان، مرد با زن زيبا، زن با تمجيد، راستي تو هنوز موز دوست داري؟

  نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 14:28  توسط arash  | 
در جواني غصه خوردم هيچ کس يادم نکرد / در قفس ماندم ولي صياد آزادم نکرد / آتش عشقت چنان از زندگي سيرم بکرد / آرزوي مرگ کردم مرگ هم يادم نکرد.

 

تکيه بر دوست مکن محرم اسرار کسي نيست / ما تجربه کرديم کسي يار کسي نيست

 

 

 


آرزو دارم شبي عاشق شوي .آرزو دارم بفهثمي درد را .تلخي برخوردهاي سرد را .مي رسد روزي كه بي من سر كني .مي رسد روزي كه مرگ عشق را باور كني ...

 


 

 

مهر تو به مهر خاتم ندهم ،وصلت به دم مسيح مريم ندهم،عشقت به هزار باغ خرما ندهم،يکدم غم تو به هر دو عالم ندهم

 

سفري غريب داشتم توي چشماي قشنگت،سفري که بر نگشتم غرق شدم توي نگاهت، دل ساده ي ساده کوله بار سفرم بود،چشم تو مثل يه سايه همجا همسفرم بود،من همون لحظه اول آخر راهو ميديدم،تپش عشق و تو رگهام عاشقانه مي چشيدم

 

 

 

تو رو خواستن اشتباه بود - تو رو ديدن يه گناه بود - دلم از گناه نترسيد - که وجودت چون پناه بود

 

تو بودي باور من-تو يار و ياور من- تو بودي عشق اول-رفيق آخر من- تو بودي شور هستي-رفيق خوب مستي-تو بودي کعبه ي عشق-مثل خدا پرستي

 


 

انديشيدن به پايان هر چيز شيريني حضورش را تلخ مي کند... بگذار پايان تو را غافلگير کند درست مانند آغاز

 


من برنده ام ... چون نجواهايم را به ترانه هاي ماندگار تبديل مي کنم.

 

دل آدم ها به اندازه ي حرفهاشون بزرگ نيست ... اما اگه حرفاشون از دل باشه مي تونه بزرگترين آدم ها رو بسازه

 

هميشه واسه گلي خاک گلدون باش که اگه به آسمون هم رسيد يادش باشه ريشش کجاست

 

آسمان براي گرفتن ماه تله نمي گذارد ، آزادي ماه است که او را پايبند مي کند

 

اگر برگ درخت در پاييز نمي افتاد، جايي براي روئيدن برگ هاي بهاري پيدا نمي شد

  نوشته شده در  جمعه سوم اسفند 1386ساعت 10:23  توسط arash  | 

نرم افزارساختن کاریکاتور برای سونی اریکسون این امکان را به شما می دهد تا عکسهای خود را به صورت دستی

 و به طرزی جالب به کاریکاتور تبدیل کنید.این نرم افزار دقیقا کار نرم افزار Jelly را انجام می دهد.امیدوارم استفادهی لازم را از آن ببرید.

 

 

دانلود                            حجم : ۲۴۵ کیلوبایت                 پسورد : www.ir-tci.org

 

 

 

FortressSMS
برنامه ای بسیار مفید برای کسانی که دوستانشان به داخل گوشی آن ها سرکشی میکنند و SMS های محرمانه ی آن ها را می خوانند.این برنامه که مخصوص گوشی های سری UIQ است این امکان را به شما میدهد تا بر روی اس ام اس های خود پسورد گذاشته و سپس آن ها را ارسال کنید تا گیرنده اس ام اس پس از وارد کردن رمز بتواند آن را بخواند.

برای دانلود روی لینک زیر کلید کنید :

http://p30download.com/filez/2/2006/10/FortressSMS%20V1.3-[p30download.com].zip

حجم : ۱۲ KB

  نوشته شده در  چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 11:54  توسط arash  | 
ي از مشکلات جديد که چنديس آمار تصادفات را در ايران بالا برده نگاه مردم در هنگام رانندگي به عقربه بنزين است

ملت يه چشمشون به جادس يه چششون به اون عقربه که پايين مياد . . .

 

--------------------------------------------------------------------------------


نفرين جديد : الهي سهميه بنزينت نصف بشه


--------------------------------------------------------------------------------
دعاهاي جديد:

الهي بنزين بگيري،

بنزين به قبرت بباره،

التماس بنزين،

الهي دست به هرچي ميزني بنزين شه،

خدا بنزينت بده جوون!


--------------------------------------------------------------------------------
خبر فوري : به دليل سهميه بندي بنزين و خانه نشين شدن مردان-جمعيت ايران

تا 9 ماه آينده 10 برابر خواهد شد (سازمان آمار و جمعيت)


--------------------------------------------------------------------------------
نمکيه به دختره شماره ميده. دختره ميگه از کي تا حالا؟
نمکيه ميگه از وقتي ايرانسل اومده
--------------------------------------------------------------------------------
روش تنظيم خانواده در رشت : قفل کردن درب خانه از پشت.!!!
--------------------------------------------------------------------------------
مي دوني فرق تو با يانگوم چيه؟

يانگوم جواهري در قصر ولي تو يه قصر جواهري

  نوشته شده در  چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 0:21  توسط arash  | 
ميدونين کره ايها اسم بچشون رو چجوري انتخاب ميکنن؟ از بلندي يه ظرف ميندازن پايين صداي همونو ميذارن اسم بچشون مثل: دنگ دينگ دونگ يا دونگ دينگ دانگ
--------------------------------------------------------------------------------
به تركه ميگن: نظرت درباره بند گردني موبايل چيه؟! ميگه :خوبه, فقط موقع شارژ گوشي يه 2 ساعتي ادم از كار و زندگي ميندازه
--------------------------------------------------------------------------------
به ترکه مي گن بچه کجايي؟مي گه : بچه تهران .مي گن: کجاي تهران؟ مي گه:کيلومتر 700 جاده تهران_ اردبيل
--------------------------------------------------------------------------------
كشتي در حال غرق شدن بود . ناخدا فرمان خروج از كشتي را صادر كرد . مردها براي خروج هجوم آورده بودند. ناخدا مانع خروج مردها شد و گفت: خجالت بكشيد حق تقدم با زنان است . زنان بسيار خوشحال شدند و ضمن تشكر از ناخدا به خاطر رعايت حق خانم ها يكي يكي از كشتي خارج شدند... پنج دقيقه بعد ناخدا گفت : آقايان بفرمائيد پياده شويد كوسه ها به اندازه كافي سير شدند .
--------------------------------------------------------------------------------
سه تا ديوانه هم اتاقي بودن - يك روز خبر آوردن كه دوتاشون بالا پايين مي پرن و ميگن كه ما سيب زميني هستيم و داريم تو روغن سرخ ميشيم و سومي ساكت نشسته ! رييس بيمارستان هم طبق معمول رفت كه اين ديوونه رو مرخص كنه. پرسيد تو چرا با دوستات نيستي ؟ اون هم گفت : آخه من كف ماهيتابه چسبيدم .
--------------------------------------------------------------------------------
مرغه با خروسه ميره در مغازه و ميگه دوتا تخم مرغ بدين مغازه دار ميگه شما واسه چي خودت تخم نميزاري مرغه ميگه چون ما هنوز تو دوران عقديم
--------------------------------------------------------------------------------
يه قزوينيه توي صف آخر نماز جمعه بوده، تو سجده آخر، يه كم زودتر از بقيه بلند ميشه، يه دفعه با هيجان ميگه: خدايا، به خاطر اين دو ركعت نماز، من مستحق اينه همه نعمت نيستم
  نوشته شده در  چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 0:20  توسط arash  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM