تبليغاتX
کلیپ اس ام اس sms فیلتر شکن و ebook
 
 
زندگي قشنگه اگه با تو باشه... مرگ قشنگه اگه براي تو باشه... دلتنگي قشنگه اگه به خاطر تو باشه... من قشنگم اگه با تو باشم... اما تو هر کار بکني قشنگ نميشي پس بيخود زور نزن
--------------------------------------------------------------------------------
بيا يك كاري رو انتخاب كنيم و با هم انجام بديم :

1. كت و شلوار فروشي بزنيم . هر چي از كت در اومد مال من . هر چي از شلوار در اومد مال تو !!! 2. يك موتور بخريم بريم دزدي . من كيف مي زنم تو ساك بزن !!! 3. نمايندگي يك و يك مي گيريم . بريم دم خونه ها . من در مي زنم . تو يه رب بده

 

--------------------------------------------------------------------------------
يادمون باشه وقتي کسي برامون ميميره ، اونقدر مرد باشيم که سر قبرش يک شاخه گل بزاريم

 

--------------------------------------------------------------------------------
ميدوني شباهت پسر مجرد و لباس تو ماشين لباس شويي چيه؟؟؟ جفتشون تو کفن

 

--------------------------------------------------------------------------------
ميدوني شباهت لر با لامپ چيه؟ دور هر دو پشه جمع ميشه.

 

--------------------------------------------------------------------------------


غرق گناهيم ولي پاک سرشتيم *** حسرت زده يک وجب از خاک بهشتيم

شکرانه زايل شدن حالت اغما *** از خوردن آن ميوه ممنوعه گذشتيم

هرچند که الياس بسي وسوسه ها کرد *** اما چو پري بنده خناس نگشتيم

غفلت بکشد يونس جان در دل ماهي *** چون غمزه هستي به دل مزرعه کشتيم

 

  نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 22:4  توسط arash  | 
در جواني غصه خوردم هيچ کس يادم نکرد / در قفس ماندم ولي صياد آزادم نکرد / آتش عشقت چنان از زندگي سيرم بکرد / آرزوي مرگ کردم مرگ هم يادم نکرد.

 

تکيه بر دوست مکن محرم اسرار کسي نيست / ما تجربه کرديم کسي يار کسي نيست

 

 

 


 

آرزو دارم شبي عاشق شوي .آرزو دارم بفهثمي درد را .تلخي برخوردهاي سرد را .مي رسد روزي كه بي من سر كني .مي رسد روزي كه مرگ عشق را باور كني ...

 


 

 

 

مهر تو به مهر خاتم ندهم ،وصلت به دم مسيح مريم ندهم،عشقت به هزار باغ خرما ندهم،يکدم غم تو به هر دو عالم ندهم

 

سفري غريب داشتم توي چشماي قشنگت،سفري که بر نگشتم غرق شدم توي نگاهت، دل ساده ي ساده کوله بار سفرم بود،چشم تو مثل يه سايه همجا همسفرم بود،من همون لحظه اول آخر راهو ميديدم،تپش عشق و تو رگهام عاشقانه مي چشيدم

 

 

 

تو رو خواستن اشتباه بود - تو رو ديدن يه گناه بود - دلم از گناه نترسيد - که وجودت چون پناه بود

 

تو بودي باور من-تو يار و ياور من- تو بودي عشق اول-رفيق آخر من- تو بودي شور هستي-رفيق خوب مستي-تو بودي کعبه ي عشق-مثل خدا پرستي

 


 

 

انديشيدن به پايان هر چيز شيريني حضورش را تلخ مي کند... بگذار پايان تو را غافلگير کند درست مانند آغاز

 


 

من برنده ام ... چون نجواهايم را به ترانه هاي ماندگار تبديل مي کنم.

 

دل آدم ها به اندازه ي حرفهاشون بزرگ نيست ... اما اگه حرفاشون از دل باشه مي تونه بزرگترين آدم ها رو بسازه

 

هميشه واسه گلي خاک گلدون باش که اگه به آسمون هم رسيد يادش باشه ريشش کجاست

 

آسمان براي گرفتن ماه تله نمي گذارد ، آزادي ماه است که او را پايبند مي کند

 

اگر برگ درخت در پاييز نمي افتاد، جايي براي روئيدن برگ هاي بهاري پيدا نمي شد

  نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 22:36  توسط arash  | 
گفتي دوستت دارم . قلبم تندتر از هميشه تپيد لبخند زدم و باورت کردم با اينکه مي دانم لبها دروغ مي گويند . با صدايت مرا نوازش کردي تپش قلبت را حس کردم مهربان و پاک بود در اغوشت غرق محبت شدم به تو تکيه کردم و ارام شدم

 

 

 

عصري است غريب و آسمان دلگير است

افسوس براي دل سپردن دير است

هر بار بهانه اي گرفتيم و گذشت

عيب از من و توست ، عشق بي تقصير است

 

 

 

امروز صبح وقتي خدا پنجره آسمون رو باز کرد ازم پرسيد چه آرزويي داري؟

گفتم:خدايا مواظب کسي که اين اس ام اس رو مي خونه باش چون خيلي برام عزيزه

 


 

 

ده شاخه گل برات مي فرستم نه تا طبيعي يک دونه مصنوعي و باهاش يک کارت مي فرستم روي اون مي نويسم تا وقتي که آخرين گل پژمرده بشه دوست دارم

 


 

 

شبيه شمع كه خيلي نجيب ميسوزد دلم براي تو گاهي عجيب ميسوزد دلم براي دل ساده ام كه خواهد خورد دوباره مثل هميشه فريب ميسوزد نشسته اي به اميد كه؟ گـُر بگير اي عشق هميشه آتش تو بي لهيب ميسوزد تو اشتباه نكردي گناه آدم بود اگر هنوز بشر پاي سيب ميسوزد من آشناي تو بودم ولي ندانستم غريبه ها دلشان هم غريب ميسوزد براي من فقط اين دل ز عشق جا مانده است كه با نگاه شما عن قريب ميسوزد

 

 

 

خدايا گر تو درد عاشقي مي کشيدي؛تو هم زهر جدايي را به تلخي مي چشيدي؛تو هم چون من به مرگ آرزوها مي رسيدي؛پشيمون مي شدي از اين که عشق رو آفريدي

 

 

 

ديروز که فرياد زدي دوست دارم گفتم نمي شنوم .امروز که به آرامي گفتي ديگه دوست ندارم گفتم هيس چرا داد مي زني!!!

 

 

 

اگر كسي ديوونت بود تو عاشقش باش…اگر عاشقت باشه تو دوستش داشته باش…اگر دوستت داشته باشه بهش علاقه نشون بده…اگر بهت علاقه نشون داد فقط لبخند بزن…اينطوري وقتي هميشه يك پله ازش عقب باشي اگر يه وقت خسته شد و يك پله جا موند تازه ميشين مثل هم

 

 

 

در آغوشم بودي! قطره اشکي بر گونه ات لغزيد خواستم با انگشتانم آن قطره اشک را پاک کنم اما...! اما، آن قطره اشک براي انگشتانم آشنا بود ... آشنا بود...؟ يادم آمد....! آن هنگام که خداوند تو را مي آفريد خاک تو را با اشکهاي من سرشت، راستي به گونه هاي خيس من نگاه کن، اشکهاي من براي انگشتان تو آشنا نيست! زندگي مسابقه نيست زندگي يک سفر است و در آن مسافري باش که در هر گامش ترنم خوش لحظه هاست

 

 

 

بي تو نه کاره جهان لنگ مي شه ؛ نه بين زمين و آسمون جنگ مي شه ؛اما دل من براي تو تنگ مي شه

 

 

 

کاش در صفحه ي شطرنج دلت شاه عشق بودم و با کيش رخت مات مي شدم زندگي بازي شطرنجي نيست که در آن با کيش کسي مات شوي زندگي تک تک اين ثانيه هاست که در آن نقش تو پيداست

 

 

 

توي سرماي زمستون اونکه مي مرد بي تو کي بود ؟ اونکه مي نشست توي کوچه غصه مي خورد بي تو کي بود؟ اوني که به ياد چشمات شعر عاشقونه مي گفت گريه مي کرد و با هق هق واسه تو ترونه مي گفت بگو کي بود که مي لرزي

 

 

 

تو را مي خواستم تا در جواني

نميرم از غم بي هم زباني

غم بي هم زباني سوخت جانم

چه مي خواهم دگر زين زندگاني؟

 

 

 

اگه روزي فهميدي 1000 نفر دوستت دارن بدون اوليش منم اگه يه روز فهميدي 100 نفر دوستت دارن بدون اوليش منم اگه يه روز ديدي 10 نفر دوستت دارن بازم اوليش منم اگه ديدي 1 نفر دوستت داره بدون اون منم اگه يه روز ديدي کسي دوست نداره بدون من مردم

 


 

 

روزي لپ يار کردم بوس؛گفت هم بي ادبي هم لوس؛گفتم گناهم چيست که کردم بوسي؛گفت لب رو ول کردي لپ رو مي بوسي

 


 

 

وقتي با تو آشنا شدم؛درخت مهربانيت آنقدر بلند بود که هرچه بالا رفتم آخرش را نديدم. معجون زيبايت آنقدر شيرين بود که هر چه نوشيدم نتوانستم تمامش کنم. و درياي عشقت آنقدر وسيع بود که هرچه شنا کردم نتوانستم آخرش را ببينم و سرانجام در آن غرق شدم.

 

 

 

به من گفت : يادته گفتم تو تك ستاره آسمونه قلبه مني ؟ شرمنده ، اون شب هوا ابري بود ، چيزي معلوم نبود ، ولي امشب هوا صافه و پر از ستاره ...

 

 

 

هيچ چيز سختر از انتظار نيست ، آن هم انتظار براي لحظه اي که يک آشنا صدايت کند و به تو بفهماند که دوستت دارد ، اما هر چقدر هم که انتظار سخت باشد به آن لحظه ي زيبا مي ارزد ، پس انتظار مي کشم تا آن لحظه ي زيبا نصيبم شود ...

 


 

 

کاش مي شد سرزمين عشق را در ميان گام ها تقسيم کرد ، کاش مي شد با نگاه شاپرک عشق را بر آسمان تفهيم کرد ، کاش مي شد با دو چشم عاطفه قلب سرد آسمان را ناز کرد ، کاش مي شد با پري از برگ ياس تا طلوع سرخ گل پرواز کرد ...

 


 

 

گلم : ميبيني هنوز همانم ، همان قدر عاشق ، همان قدر بي دل ، هر روز که ميگذرد نگاهت عاشقترم ميکند و لبخندت شيفته ترم ، خدا ميداند که چقدر به خاطر نبودنت گريه ميکنم ...

  نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 18:4  توسط arash  | 
يه روز تو رو تو كوچه ديدم و عاشقت شدم....فرداش تو خيابون ديدمت و ديوونت شدم...... امروز تو اتوبان ديدمت خدا آخر و عاقبتم و به خير كنه! عجب 206ي هستي


خدا وکيلي تو يه آدمي گل ماه بيست عزيز جيگر ناز با کلاس با شخصيت آخر آدميت مثل من ديده بودي؟؟؟؟؟


از مزرعه اي مي گذشتم ، پير مردي رو غمگين ديدم با چند هكتار زمين باير و يك گاو آهن خالي . از او پرسيدم چرا ناراحتي پدر جان، چرا شخم نمي زني تا دانه بكاري . گفت : آخه گاوم داره sms مي خونه!!!!!

  

ضد حال يعني: 1- سر سفره عقد عروس خانوم بگه نه 2- روز آخر خدمت سربازي اضافه خدمت بخوري 3- يك قدمي خط پايان مسابقه دو به زمين بيفتي و آخر بشي 4- درس رو بلد نباشي و پنج دقيقه مونده به زنگ تفريح استاد اسمتو صدا كنه

 

پسري بودم که اسم نداشت با دختري آشنا شدم که وجود نداشت به شهري رفتيم که آدم نداشت به رستوراني رفتيم که غذا نداشت با قاشق چنگا لي غذا خورديم که دسته نداشت اون غذا اصلا مزه نداشت ولي سر کار گذاشتن شما خيلي مزه داشت

 

خرس‌ها با يه ظرف عسل خر ميشن، اسب با چند حبه قند، سگ با يه مقدار استخوان، مرد با زن زيبا، زن با تمجيد، راستي تو هنوز موز دوست داري؟

  نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 12:49  توسط arash  | 
پسرها:

?- با ماشين ميرن به بانک، پارک ميکنن، ميرن دم دستگاه عابر بانک.
?- کارت رو داخل دستگاه ميذارن.
?- کد رمز رو ميزنن، مبلغ درخواستي رو وارد ميکنن.
?- پول و کارت رو ميگيرن و ميرن.

دخترها:

?- با ماشين ميرن دم بانک.
?- در آينه آرايششون رو چک ميکنن.
?- به خودشون عطر ميزنن.
?- احتمالاً موهاشون رو هم چک ميکنن.
?- در پارک کردن ماشين مشکل پيدا ميکنن.
?- در پارک کردن ماشين خيلي مشکل پيدا ميکنن.
?- بلاخره ماشين رو پارک ميکنن.
?- توي کيفشون دنبال کارتشون ميگردن.
?- کارت رو داخل دستگاه ميذارن، کارت توسط ماشين پذيرفته نميشه.
??- کارت تلفن رو ميندازن توي کيفشون.
??- دنبال کارت عابربانکشون ميگردن.
??- کارت رو وارد دستگاه ميکنن.
??- توي کيفشون دنبال تيکه کاغذي که کد رمز رو روش ياداشت کردن ميگردن.
??- کد رمز رو وارد ميکنن.
??- ?دقيقه قسمت راهنماي دستگاه رو ميخونن
??- کنسل ميکنن.
??- دوباره کد رمز رو ميزنن.
??- کنسل ميکنن.
??- دوست پسرشون رو صدا ميزنن که کد صحيح رو براشون وارد کنه.
??- مبلغ درخواستي رو ميزنن.
??- دستگاه ارور (خطا) ميده.
??- مبلغ بيشتري رو درخواست ميکنن.
??- دستگاه ارور (خطا) ميده.
??- بيشترين مبلغ ممکن در خواست ميکنن.
??- انگشتاشون رو براي شانس رو هم ميذارن.
??- پول رو ميگيرن.
??- برميگردن به ماشين.
??- آرايششون رو توي آينه عقب چک ميکنن.
??- توي کيفشون دنبال سويچ ماشين ميگردن.
??- استارت ميزنن.
??- پنجاه متر ميرن جلو.
??- ماشين رو نگه ميدارن.
??- دوباره برميگردن جلوي بانک.
??- از ماشين پياده ميشن.
??- کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر ميدارن. (حواس نمي‌ذار براي آدم)
??- سوار ماشين ميشن.
??- کارت رو پرت ميکنن روي صندلي کنار راننده.
??- آرايششون رو توي آينه چک ميکنن.
??- احتمالاً يه نگاهي هم به موهاشون ميندازن.
??- مندازن توي خيابون اشتباه.
??- برميگردن.
??- ميندازن توي خيابون درست.
??- پنج کيلومتر ميرن جلو.
??- ترمز دستي رو آزاد ميکنن )ميگم چرا انقدر يواش ميره)

  نوشته شده در  جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 22:57  توسط arash  | 
ديشب فرشته اي فرستادم تا از تو مواظبت كند اما وقتي رسيد تو خواب بودي زود برگشت و گفت هيچ فرشته اي نمي تواند مواظب فرشته اي ديگر باشد 


--------------------------------------------------------------------------------
من به دو چيز عشق مي ورزم يكي تو و ديگري وجودت و به دو چيز اعتقاد دارم يكي خدا و ديگري تو . من در اين دنيا دو چيز ميخواهم يكي تو و ديگري خوشبختي تو .من اين دنيا را براي دو چي ميخواهم يكي تو و ديگري با تو. 
--------------------------------------------------------------------------------
دوستت دارم قد يه بشكه بنزين، خاطرخواتم قد يه پمپ بنزين، روز تولد تو بهترينم، هديه بهت ميدم يه كارت بنزين . 
--------------------------------------------------------------------------------
اگه ديدي تو آسمون هيچ ستاره اي نيست ناراحت نشو خودم حاضرم تا صبح برات چشمک بزنم تا بشم تک ستاره ي دلت 
--------------------------------------------------------------------------------
فرياد من سكوت كردن است... ابراز عشق من قهر كردن است... شادي من گريه كردن است . 
--------------------------------------------------------------------------------
اگه من و تو دوتا برگ باشيم، هنگام خزان من زودتر از تو ميشکنم تا زماني که مي‌افتي در آغوشم بگيرمت 
--------------------------------------------------------------------------------
خنده بر لب مي زنم تا كس نداند حال من ورنه اين دنيا كه ما ديديم خنديدن نداشت. 
--------------------------------------------------------------------------------
از خدا پرسيدم چي دوست داري؟ گفت : سخاوت . ديوانه گفت: حماقت . غم گفت: ملامت . کوه گفت: صلابت . معشوق گفت : نگاهت . فداي تو که گفتي : رفاقت.
--------------------------------------------------------------------------------
من نشاني از تو ندارم اما نشاني ام را براي تو مي نويسم: درعصرهاي انتظار،به حوالي بي کسي قدم بگذار! خيابان غربت را پيدا کن و وارد کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو! کلبه ي غريبي ام را پيدا کن، کناربيد مجنون خزان زده و کنارمرداب آرزوهاي رنگي ام! درکلبه را باز کن و به سراغ بغض خيس پنجره برو! حرير غمش را کنار بزن! مرا مي يابي 
--------------------------------------------------------------------------------
راز تو اسير توست، فقط تا لحظه اي که آن را بر زبان نياوري و فاش نسازي. اما به محض اين که رازت را فاش کني، از آن پس تو اسير آن مي شوي 
--------------------------------------------------------------------------------
نمي خوام بگم قدر 1 دنيا دوست دارم چون دنيا 1روز تموم مي شه نمي خوام بگم سياهي چشات مثل شب پر ستاره است چون شب هم بالاخره تموم مي شه نمي خوام بگم دوست دارم چون دوست ندارم بلكه عاشقتم 
--------------------------------------------------------------------------------
اي کاش مي دانستي دل تخته سياه نيست وقتي که مي آيي اسمت را روي اون بنويسي و هر وقت دلت خواست بري اسمت رو از روش پاک کني... 
--------------------------------------------------------------------------------
عشق مثل يک تير است که درست مي خوره وسط قلب آدم نه ميتوني درش بياري نه ميتوني بزاري بمونه اگه درش بياري مي ميري اگه بزاري بمونه بازم مي ميري ، پس آخرش جون تو مي گيره 
--------------------------------------------------------------------------------
عشق ويزاي ورود به دل است
عشق شاديست ، عشق آزاديست ، عشق آغاز آدميزاديست 
--------------------------------------------------------------------------------
من که شب بودم و شب هستم و شب خواهم ماند به اميدي که تو فانوس شب من باشي 
--------------------------------------------------------------------------------
نور دليل تاريکي بود و سکوت دليل خلوت ، تنها عشق بي دليل بود که تو دليل آن شدي 
--------------------------------------------------------------------------------
فکر مي کرديم عاشقي هم بچگيست........اما حيف اين تازه اول يک زندگيست 
--------------------------------------------------------------------------------
زندگي سر گذشت در گذشت آرزوهاست 
--------------------------------------------------------------------------------
محبت تنها هديه اي است که احتياج به بسته بندي ندارد 
--------------------------------------------------------------------------------
براي خوشبخت زيستن بايد موقعيت هاي مناسب ايجاد كنيم نه اينكه در انتظار آن باشيم. 

  نوشته شده در  جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 21:36  توسط arash  | 
به رشتيه ميگن اعضاي خانواده ات را بگو. ميگه : امرسان، موبايل، سوبرا، صا ايران، آمريکا. ميگن : اينا چه ربطي به هم داشت؟ ميگه : امرسان زنمه که زيبا جادار مطمئنه . موبايل دختر بزرگمه که هيچ وقت در دسترس نيست . سوبرا پسرمه که محصول مشترک زنمه و عباس آقا سر کوچمون . صا ايران دختر کوچيکمه که هروز بهتر از ديروزه . امريکا هم خودمم که هيچ غلطي نمي تونم بکنم. 
--------------------------------------------------------------------------------
جشنواره فيلمهاي افغانستان : 1- يک تکه نان براي 10 نفر (مستند) 2- ديشب بي بي تو ديدم شاه مقسود (خانوادگي) 3- دخترک ناس فروش ( اجتماعي ) 4- چند ميگيري کنده کاري کني؟ (سياسي) 5- ناس، عشق، موتور گازي (کمدي) 6- کابُل بدون توقف (عشقي ) 7- تا حالا موز خوردي (غمگين) . 
--------------------------------------------------------------------------------
ملانصرالدين داشت سخنراني مي کرد که : هرکس چند زن داشته باشد به همان تعداد چراغ در بهشت برايش روشن مي شود. ناگهان در ميان جمعيت ، زن خود را ديد. هول کرد و گفت : البته هرگز نشه فراموش لامپ اضافي خاموش. 
--------------------------------------------------------------------------------
محبوبيات قزوين: 1) محبوبترين خواننده: حامد حاکان 2) محبوبترين مکان: دُکان 3) محبوبترين ماشين: پيکان 4) محبوبترين فوتباليست: اّليور کان 5) محبوبترين سازمان: حمايت از کودکان 6) محبوبترين شهر: اردکان 7) محبوبترين حيوان: پليکان 8) محبوبترين محصول شيشه: استکان .  
--------------------------------------------------------------------------------
يك بابايي پسرش تو قزوين گم ميشه، ميره پاسگاه گزارش ميده. بهش ميگن خوب مشخصات پسرتون چيه؟ ميگه: هشت سالشه، تپله، موهاش بوره، چشاش آبيه، يك شلوار كوتاه هم پاشه. يارو افسره تو ميكروفون ميگه: به كليه واحدها، برادرا توجه كنن، يه تيكه گم شده
  نوشته شده در  جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 19:38  توسط arash  | 
به ترکه ميگن رمضان رو تشبيه کن ميگه: مثل سينه هاي زنم ميمونه دوست داشتم ميگيرم دوست داشتم ميخورم 
--------------------------------------------------------------------------------
تركه جلوي پمپ بنزين داشته سيگار ميكشيده، بهش ميگن: جلوي پمپ بنزين سيگار نكش.
ميگه: هه هه! من جلوي بابام هم سيگار ميكشم 
--------------------------------------------------------------------------------
به تركه مي گن نظرت راجب گرون شدن بنزين چيه؟  مي گه براي ما که فرقي نمي کنه ما همون 1000تومن بنزين رو مي زنيم 
--------------------------------------------------------------------------------
در ازاي خريد هر سيم كارت اعتباري ايرانسل 20 ليتر بنزين جايزه بگيريد ... كافي است هنگام تحويل سيم كارت يك 20 ليتري به همراه داشته باشيد 
--------------------------------------------------------------------------------
ميبينم كه همتون خونه نشين شديد....پيام احمدي نژاد به ملت ايران . 
--------------------------------------------------------------------------------
يه نفر داشته توي دريا غرق ميشده، بلند بلند داد ميزده: كمك، من شنا بلد نيستم! ترکه داشته رد ميشده ميگه: حالا من تنيس بلد نيستم، بايد داد بزنم؟ 
--------------------------------------------------------------------------------
ترکه داشته ميمرده ، به پسرش ميگه: وقتي که من مردم بگو که ايدز داشتم ، پسر ميگه: چرا؟ ترکه ميگه:هم بيماري با کلاسيه هم بعد از مردن من کسي ننتو نميگيره 
--------------------------------------------------------------------------------
به تركه ميگن با آنجلس جمله بساز ميگه دستشويي مردانه آنجلس ! 
--------------------------------------------------------------------------------
ترکه عکس گور خر زده بود به اتاقش. بهش ميگن اين عکسه چيه؟

ترکه ميگه: اين عکس جواني هاي بابام هست تو يوونتوس بازي ميکرده


--------------------------------------------------------------------------------
ترکه داشته يكي رو بدجور ميزده و هي داد ميزده كمك كمك! بهش ميگن بابا تو كه داري اينو مي زني، تو چرا كمك مي‌خواي؟ ميگه آخه اين گفته اگه بلند شم لهت مي كنم. 
--------------------------------------------------------------------------------
به تركه مي‌گن: براي چي زدي زنتو با چاقو كشتي؟ تركه مي‌گه: آخه وضع ماليم اونقدر خوب نبود كه بتونم تفنگ بخرم. 
--------------------------------------------------------------------------------
ترکه ميره آمپول بزنه آمپول زن ميگه شلوار تو در بيار ميگه من خجالت مي کشم اول تو در بيار
--------------------------------------------------------------------------------
يه تركه بلال مي‌خوره، تا يه هفته همش اذون ميگه 
--------------------------------------------------------------------------------
تركه رو مي‌برن زير سوال، له ميشه 
--------------------------------------------------------------------------------
دوست دختر ترکه بهش ميگه : اگه توجه کني ميبيني که نگاهم باهات حرف ميزنه ترکه ميگه انقدر پلک نزن صدات قطع و وصل ميشه 
--------------------------------------------------------------------------------
ازترکه ميپرسن شغلت چيه؟ ميگه: يه اطلاعاتي هيچ وقت شغلشو لو نميده 
--------------------------------------------------------------------------------
به ترکه ميگن: خسته نباشي ترکه ميگه اگه باشم چه غلطي ميکني؟

  نوشته شده در  جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 16:11  توسط arash  | 
مومن اگر مومن بود سر از سجده بر نمی داشت .

پایگاه مقتومت بسیج قزوین

                                                                                                ارسالی از حسین جان

چرا ؟

اخه چرا ؟

.

.

آخه تو که میدونی سر کاری برای چی میای پایین

 

وقتی خدا آسمان را فرید گفت چه زیباست

وقتی خدا زمین را آفرید گفت چه زیباست

وقتی خدا گل را آفرید گفت چه زیباست

وقتی خدا تو  را آفرید گفت اشکالی نداره پیش میاد

 

                                                                                             هر دو از فرشته خانم

 

رشتی می ره خونه می بینه دخترش با یه پسره تنهاست . میگه : چشم روشن لابد از فردا سیگار هم می کشی ؟

                                                                                       از آقا حسام  از کرمان

 

یه هدیه برات دارم

x-x-x-x-x-x-x-x-x-x-x-x

 این سیم خاردارو دور خودت بکش تا کسی به گل من دست نزنه         

                                                               از دوست گلم سهیل جان                                  

 

 

 

  نوشته شده در  جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 14:54  توسط arash  | 

چه غمگينانه مي پيچد درون كوچه هاي قلبم

صداي تو كه مي گفتي:

نون خشكيه!!!

اگه ديدي يه سوسک پشت و رو افتاده و دست و پا ميزنه فکر نکن يه نفر زده و چپش کرده . ديوونه داره به قيافت ميخنده

اون روزها یادش بخیر, دو تا دستامو می گرفتی و تو خیابونها با هم می چرخیدیم, تموم عشقت من بودم, امضا – فرقون

وييز . . ..ويييزز . . ..ويييزّز ويييييييزّزّز....تـــــــــــــق کشتم مگس بود ميخواست از خواب بيدارت کنه حالا راحت بخواب!!
 
روز ستاره آرزوها از آسمون اومد پايين و گفت: آرزو كن. من تو رو خواستم! ستاره آرزوها گفت: نميشه! گفتم: چرا؟ گفت: ما تو كار جنس بنجل نيستيم
 
 
دیگه دنیا عوض شده - دیگه هیچی اورجینال نیست! کارتون هام...! آقای سکسکه عمل کرده, میره سر کار و میاد و زندگیشو می کنه! الفی دیگه از هیچی نمی ترسه! آلیس, شوهر کرده, دو تا بچه ام داره و یه زندگی حقیر توی یه آپارتمان 50 متری ساده, مثل آن شرلی! ای کیو سان کراکی شده و مخش تعطیل تعطیله! بامزی یه خرس بزرگ شد و شکارش کردن!... شلمان هنوزم خوابه! پت پستچی بازنشسته شده و الانم تو خونه سالمندان منتظر مرگشه! بنر رو یادته؟ پوستشو تو خیابون منوچهری 30 تومن می فروختن
 
 

بد ترین درد این نیست که عشقت بمیره بد ترین درد این نیست که به اونی که دوستش داری نرسی بد ترین درد این نیست که عشقت ندونه دوسش داری بد ترین درد اینه که دستشویی داشته باشی اما دستشویی اون طرفا نباشه

بزرگترين معضل فکري کودکان ايران: چرا کايکو دستمال قدرتشو تو جيبش نمي ذاشت؟

 

نگاهت همچون باران است و قلبم همچون كوير... و مي داني كه كوير بدون باران زنده است... پس برو بمير!
  نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 15:42  توسط arash  | 
ک
  نوشته شده در  چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 23:44  توسط arash  | 
آهنگ جديد نفرين از محسن چاوشي: الهي تو بميري من نميرم سر قبرت بيام پارتي بگيرم الهي سرخك واوريون بگيري تب مالت و بلاي جون بگيري الهي از سرت تا پات فلج شه كمرت بشكنه دستات سقط شه الهي حصبه و ام اس بگيري سر راه بيمارستان بميري الهي رز يخي باشه تو نباشي الهي كور بشي چشمات نبينه بميري گم بشي حقت همينه الهي شوهر ايدزي بگيري بفهمي كه داري از ايدز مي ميري به در بردي از اين ها جان سالم الهي درد بي درمون بگيري
  نوشته شده در  چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 20:23  توسط arash  | 
از هفته ی آینده بخش دانلود نرم افزار موبایل را فعال خواهیم کرد
  نوشته شده در  چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 16:27  توسط arash  | 
این وبلاگ و به favorites خود اضافه کنید .

روی صفحه راست کلیک کنید

گزینه ی  add to favorites را انتخاب کنید okkay

ضمنا نظر فراموش نشه

  نوشته شده در  چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 14:58  توسط arash  | 
متولدین فروردین: سرخ
رنگ سرخ سبب شده تا متولدین فروردین به دفعات عصبانی شوند ولی به محض آن که شراره های خشم خاموش شد به سرعت تبدیل به آدم هایی شاد و بانشاط می شوند. متولدین فروردین افرادی آرمانگرا٬ مصمم و با اراده هستند و از احساسات گرایی خوششان نمی آید. هیچ کس نمی تواند مثل آنها قاطع و خشن باشد ولی در این حال کمتر کسی معصومیت و عاطفه آنها را دارد. آنها هرگز تحمل شکست را ندارند وبه گونه ای افراطی راجع به نتیجه نهایی هر چیز٬ از عشق گرفته تا مسابقه فوتبال٬ بسیار خوشبین هستند. آنها جنگجویان خوبی هستند و با مغز خود خیلی ماهرانه می جنگند. مخالفت دیگران و موانع و مشکلات برای آنها سرگرمی و مایه نشاط است و از آن لذت می برند. آنها هیچگاه منتظر موفقیت نمی نشینند بلکه با شتاب به سوی آن مید روند و به همین علت کمتر به دیگران وابسته اند.

متولدین اردیبهشت: صورتی

متولدین اردیبهشت خیلی به ندرت نگران می شود. هنگامی که کارها مطابق خواست او انجام نمی گیرد٬ اخم می کند اما عصبانی نمی شود! خویشتن داری و صبر از صفات ذاتی رنگ درونی اوست و به مدد همین خصوصیات کارهای خود را خیلی راحت انجام می دهد و چیزی نمی تواند مانع او شود. وفاداری و صداقت نسبت به خانواده و دوستان از صفات بارز اوست. همچنین به شجاعت و دلاوری او باید مدال طلا داد چرا که هیچکس مثل او نمی تواند این همه از خود مقاومت نشان دهد. ممکن است سمج و لجوج باشد ولی بردباری او مثال زدنی است.
متولدین خرداد: نقره ای
رنگ درونی متولدین خرداد آنها را به افرادی دلسوز٬ مهربان ٬ خونگرم و صادق تبدیل ساخته که حرکاتی سریع تر از بقیه ولی دلپذیر دارند. متولدین خرداد از کارهای یکنواخت و تکراری بدشان می آید و به همین علت کارهای روزانه باعث می شود که فکر کنند همچون پرنده ای در قفس اسیر شده اند. این افراد ذاتا بی قرار هستند و همواره در پی هیجان و تغییر و تنوع هستند و اگر در یک جا ثابت بمانند افسرده می شوند. آنها با مهارت های ذاتی خویش چنان در ذهن مخاطب طوفان به راه می اندازند که هیچ کس متوجه تغییر مسیر ذهن نمی شود و اینگونه است که می توانند به اسکیموها یخ بفروشند و به افراد بدبین رویا !
متولدین تیر : خاکستری
تیرگی رنگ درونی متولد تیر سبب می شود که گاهی اوقات بداخلاق شود. چنانچه از کسی ساعت را پرسیدید و با اخم جواب داد٬ یا در سر میز غذا از کسی نمکدان خواستید و با عصبانیت به شما پرخاش کرد احتمالا او یک متولد تیر است که دوباره دچار بدخلقی شده و از زمین و زمان بیزار است. در این حالت فکر نکنید که از دست شما عصبانی است بلکه او از دنیا ناامید شده است . این حالت او موقتی و گذراست و فورا به همان آدم دلنشین همیشگی تبدیل می شود. متولد تیر همچنین قوه تخیل پرقدرت خود را به خوبی تحت کنترل دارد و تمام حالات درونی خود و دیگران را فورا دریافت کرده و در حافظه قوی خود ثبت می کند.
متولدین مرداد: طلایی
رنگ درونی متولدین مرداد غروری شاهانه به او بخشیده به طوری که همیشه می تواند میزبان باشکوهی باشد. اوبه سختی می تواند حس برتری جویی خود بر دیگران کنترل کند و همواره رفتاری فخر فروشانه دارد او برعکس متولدین فرودین که اغلب سعی می کند از یک چاه خشک آب بیرون بکشد٬ انرژی خود را بیهوده تلف نمی کند و از همین رو یک سازمان دهند خوب است و به راحتی می تواند وظایف و اعمال خود را سامان دهد . هر گاه که از خودنمایی دست می کشد دستوراتی که صادر می کند بسیار موثر هستند .
متولدین شهریور : نارنجی
نخستین موضوعی که در مورد متولدین شهریور جلب توجه می کند آن است که وی طوری رفتار می کند که انگار مسأله مهمی درذهن خود دارد و او در تلاش است که آن را حل کند. یا گاهی اوقات احساس مبهمی به شما دست می دهد که انگار او از چیزی نگران است. این احتمال واقعاُ وجود دارد زیرا نگرانی برای او کاملاً طبیعی است و لبخند دلپذیر او همیشه مشکلات بزرگ او را مخفی می کند. این انسان کمال گرا را نمی توانید در محافل اجتماعی پیدا کنید. احتمال اینکه تا دیروقت شب در محیط کار او را بیابید بسیار بیشتر از آن است که در میهمانی او را ببینید!
متولدین مهر : آبی
رنگ آبی آسمانی فطرتی هنری به او بخشیده که از نور و موسیقی ملایم به شدت لذت می برد. تأثیر آرامش و هماهنگی بر سلامتی متولد مهر معجزه آساست. هنگامی که در بستر بیماری می افتد قرار گرفتن در محیط عاطفی و خواندن کتاب های دلپذیر تأثیر فوق العاده ای بر سرعت بهبود او خواهد گذاشت. متولد مهر در هنگام گفتگو با دیگران ابتدا تاجایی که می تواند وراجی می کند و بعد مشتاقانه به حرف های طرف مقابل خود گوش می دهد٬ در دعواهای دیگران همیشه نقش میانجی را بر عهده می گیرد و واضاع را آرام می کند و صلح و صفا برقرار می سازد.
متولدین آبان : سفید
چنانچه از یک متولد آبان بپرسید که می تواند به شما کمک کند یا نه٬ به سادگی می گوید: ((بله )) یا ((نه))! بنابراین اگر آدم احساس و زودرنجی هستید از او در هیچ موردی نظر خواهی نکنید زیرا او هر حقیقتی را رک و راست و بی رحمانه بر زبان می راند. درپاسخ هم می گوید که شما پرسیدید و او جواب داد. متولد آبان اصلاً اهل تملق گویی و دروغ بافی نیست یعنی منش خود را بالاتر از آن می داند که دست به چنین کاری بزند. بنابراین اگر شما در موردی تعریف کرد یقین داشته باشید که از صمیم قلب گفته و ارزش آن را بدانید.
متولدین آذر: بنفش
متولدین آذر اغلب اوقات شاد و خونگرم هستند. ولی هنگامی که از صمیمیت فطری آنها سوء استفاده شود آنگاه از کوره در می روند. عصیان علیه صاحبان قدرت و قوانین و مقررات دست و پاگیر در میان متولدین آذر شایع است. او هرگز از دعوا و در گیری فرار نمی کند و از کسی کمک نمی خواهد. همچنین متولدین آذر هرگز تحمل این را ندارد که کسی آنها را به ناذرستی و عدم صداقت متهم کند. یک اتهام غیر منصفانه و بیجا ممکن است خشم آنها را شعله ور کند٬ پس در نحوه بیان کلمات با متولدین آذر خوب دقت کنید چرا که آنها اول دست به عمل می زنند و بعد به عواقب آن می اندیشند !
متولدین دی: قهوه ای
رنگ قهوه ای٬ عملگرایی متولد دی را نشان می دهد. او برای حکمرانی اصلاً احتیاج ندارد که به خودنمایی بپردازد و ترجیح می دهد که دیگران جلو باشند و او قدرت پشت صحنه بماند. البته گاهی متولد دی از یاد می برد که بلند پروازی و جاه طلبی خود را مخفی نماید و تا موقعی که رئیس گروه نشود٬ دست به کار نمی زند. به یاد داشته باشید که متولد دی همیشه به گونه ای رفتار می کند که تصور می کنید که مانند پر نرم و بی آزار است اما در حقیقیت مانند میخ محکم و کوبنده است .
متولدین بهمن: زرد
متولدین بهمن ترکیبی از خونسردی٬ عملگرایی و بی ثباتی هستند و به نظر می رسد که با افراد همدلی دارند و فقط با چند کلمه صحبت می توانند اضطراب آنها را کاهش داده و آرامشان کنند. این توانایی آنها احتمالاً به خاطر سیستم عصبی قوی و پرتوان آنهاست. متولدین بهمن معمولاً در انزوای خواصی فرو می روند و مردم معمولاً به درستی آنها را درک نمی کنند زیرا به خوبی نمی توانند با دنیای خیالی و آرمانی آنها ارتباط برقرار کنند. متولدین بهمن علیرغم آنکه دوستان زیادی در اطراف خود دارند ولی دوستان صمیمی و نزدیک چندانی ندارند .

متولدین اسفند: سبز
رنگ بخشنده فطرت آنها سبب شده تا اصولاً عاری از هر نوع حرص و طمع باشند. سرشت دلپذیر٬ جذاب و در عین حال تنبل متولدین اسفند شما را تحت تأثیر قرار می دهد. او نسبت به همه قید و بندهایی که محدود کننده هستند بی اعتناست به شرط آنکه آزادی خیال پردازی را از او نگیرند و بتواند بنا به خواست خود زندگی کند. او همچنین در مقابل توهین ها٬ تهمت ها و نظرات دیگران نیز بی تفاوت است٬ بنابراین خیلی به ندرت ممکن است عکس العمل شدیدی از او ببینید. البته فکر نکنید که کلاً آدمی بی خیال است زمانی که احساساتش جریحه دار شود با زیرکی خاص خود به نیش و کنایه می پردازد و طرف مقابل را مورد ریشخند و استهزاء قرار می دهد
  نوشته شده در  چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 14:48  توسط arash  | 

زن به شوهر: عزيزم از ايتاليا برات چي بيارم؟ شوهر باتمسخر: يك دختر موبور و نازايتاليايي! .. بعد از برگشت از سفر، شوهر به زن: سوغاتي من چي شُد؟ زن به شوهر: بايد 9 ماه صبر كني ، تا به دنيا بيارمش

 

 

 

راننده تاكسي: خانم،‌ شما سومين زن بارداري هستيد كه امشب رسوندم فرودگاه. زن: اما من كه باردار نيستم. راننده تاكسي: ما هم هنوز به فرودگاه نرسيديم!

 

 

رشتيه به دوستش: يه جا بلدم شام ميدن! مشروب ميدن! ترياک ميدن! آخرش هم 30000 تومن ميدن!! دوستش ميگه: کجاست؟!! ميگه: خودم نرفتم زنم رفته بلده!!

 

دخترا مي رن پيش خدا شکايت که چرا پسرا از اونا دران ولي ما نداريم؟!! ندا مياد که همه اونا مال شماست فقط حماليش مال پسرهاست!

 

 

يه روز يه پسره از خدا ميپرسه: خدا چرا اين دخترا رو خوشگل آفريدي ؟خدا ميگه تا شما دوستشون داشته باشين. پسره ميگه خب پس ديگه چرا اينقدر خنگ آفريديشون ؟ خدا ميگه برا اينکه اونها هم شما رو دوست داشته باشن

 

سه تا پیرزن تصمیم می گیرن شوهر کنن! یه آگهی می دن تو روزنامه: با یکی ازدواج کن... 2 تا جایزه بگیر!!

 

جشنواره فيلمهاي ايرانسل: من ترانه ديگه شارژ ندارم، در جستجوي آنتن، چند ميگيري اس.ام.اس ندي؟؛ شبا آنتن نميده آيدا

 

میخوام انقدر بمالمت تا ابت بیاد وقتی احساس کردم که ابت داره میاد دهنمو میزارم روی سوراختو

تمام ابتو میخورم.

.

.

د.

دوستت دارم انار

  نوشته شده در  سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 23:24  توسط arash  | 
اهل دلی از كوچه‌اي ميگذشت ديد يك سينه بند زنانه خيلي سكسي و خيال‌انگيز روي زمين افتاده. گفت: عجب ناكس‌هاي بي‌ادب و بيمروتي هستند، ليموشيرين را خورده‌اند و پوستش را انداخته‌اند توي كوچه كه دل ما كباب بشه

يك زن بيوة قزويني شب جمعه سر قبر شوهرش روي سنگ قبر نشست و مرتب پايين تنه‌اش را ميماليد به سنگ. يكي رد ميشد گفت زن اين چه كاريه ميكني؟ گفت آن خدا بيامرز هميشه ميگفت اين كون تو مرده را هم زنده ميكند

از آقاي خوش سليقه پرسيدند رنگ مورد علاقه‌ات چيست؟ گفت: قهوه‌اي نوك ممه‌اي!!

در كلاس درس در اهواز معلم از قاسم خواست كلمه «نمونه» را در يك جمله بكار ببرد. قاسم فوراً گفت: يكي از اعضاي بدن ما كونمونه!

از ظريفي پرسيدند چطور شد اسم بچه‌ات را اژدر گذاشتي؟ گفت: بچه‌اي كه بتواند از سه‌تا كاپوت عبور كند جز اژدر چيز ديگري نيست!

شباهت بين نان سوخته، آدم غرق شده، و زن آبستن چيست؟  هر سه مورد را قدري دير كشيده‌اند بيرون!

ترکه با رشتیه دعواش میشه شروع میکنن به مشاجره و لغز پرانی ، رشتیه میگه دویدم و دویدم از رو دیوارتون پریدم مادرت و گاییدم ، رشتیه میگه یک دو سه ترکه خار کسده ، ترکه میگه چهار و پنج و شش زنتو کردم ! رشتیه میگه این که شعر نبود ترکه میگه واقعی که بود .

ترکه داشته نوار بهداشتی مینداخته تو ظبط بهش میگن چیکار میکنی ؟ میگه میخوام کس شعر گوش بدم !

ترکه کیرش میخوابه ، تخماشو میدزدن !

از ترکه میپرسن زنتو چقدر مهر کردی ؟ میگه ایلده مهر یادم نمیاد ولی آبان و آذر زیاد کردم !

تهرانیه به یه ترکه ناقلا میگه بگو فیات ترکه میگه فیات تهرانیه میگه بمک تا بیاد! ترکه میگه حالا تو بگو ژیان تهرونیه میگه ژیان ترکه میگه کس ننت ؟! تهرانیه میگه این که نمیاد ترکه میگه حالا بمک تا بیاد !

یارو داشت خاطرات جبهه رو  تعریف میکرد : یادش به خیر حاجی چه راز و رمزی داشت سحر چه حالی میکردیم با سپیده ، یادش به خیر، من سیما رو لخت میکردم  حاج ممد میپرید رو مینا ،....

  نوشته شده در  سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 23:18  توسط arash  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM